loading...

mihantext | متن های کوتاه و خواندنی

متن کوتاه,متن زیبا,متن پندآموز,تکست کوتاه زیبا,تکست کوتاه,


پیرزن نشست پاى جعبه میوه. تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد میوه‌فروش گفت:
"دست نزن مادر! بلند شو و برو پِى كارت"
پیرزن زود بلند شد، خجالت كشید.
چند تا از مشترى‌ها نگاهش كردند. صورتش را غم گرفت. راهش را كشید و رفت.
چند قدم بیشتر دور نشده بود كه خانمى صدایش زد: مادرجان، مادرجان!

بقیه در ادامه مطلب...

س.م.ج بازدید : 188 پنجشنبه 16 آبان 1398 نظرات ()

Don't be a parrot in life be an eagle, a parrot talks way too much but can't fly high but an eagle is silent and has the power to touch the sky.

در زندگی طوطی نباش یک عقاب باش، یک طوطی بیش از حد حرف می‌زند اما نمی‌تواند زیاد پرواز کند، اما یک عقاب ساکت است و قدرت لمس آسمان را دارد.
س.م.ج بازدید : 152 پنجشنبه 09 آبان 1398 نظرات ()

If you have to change for the better, You gotta start from where you can't be a slave for emotions, and way better is when you know the difference between emotions and feelings.

اگه میخوای برای بهتر شدن تغییر کنی باید از جایی شروع کنی که یک برده برای احساسات نباشی، راه بهتر زمانیه که فرق بین احساسات و هیجانات و بفهمی.
س.م.ج بازدید : 156 چهارشنبه 08 آبان 1398 نظرات ()

از کودکی بیرون می آییم؛ بی آنکه بدانیم جوانی چیست
ازدواج می کنیم؛ بی آنکه بدانیم متاهل بودن چیست
و حتی زمانی که قدم به دوره پیری می گذاریم، نمی دانیم به کجا می رویم  سالخوردگان؛ کودکان معصوم کهنسالیِ خویش اند.
از این جهت، سرزمین انسان سیاره ی بی تجربگی است...
میلان کوندرا
س.م.ج بازدید : 113 سه شنبه 07 آبان 1398 نظرات ()

چیزهایی هست که هر چه هم که نخواهیشان ببینی ، باز می‌آیند.
باز سنگین و بی‌رحم می‌آیند و خود را روی تو می‌افکنند و گرد تو را می‌گیرند و توی چشم و جانت می‌روند و همهٔ وجودت را پر می‌کنند و آن را می‌ربایند، که دیگر تو نمی‌مانی ؛
که دیگر تو نمانده‌ای که آن‌ها را بخواهی یا نخواهی‌، آن‌ها تو را از خودت بیرون رانده‌اند و جایت را گرفته‌اند و خود تو شده‌اند.
دیگر تو نیستی که درد را حس کنی، تو خود درد شده‌ای!
ابراهیم گلستان
س.م.ج بازدید : 129 دوشنبه 06 آبان 1398 نظرات ()

مرد جوانی از مشکلات خود به حکیمی گلایه می کرد و از او خواست که راهنمایی اش کند.

حکیم آدرسی به او داد و گفت به این
مکان که رسیدی ساکنان آن هیچ مشکلی
ندارند، می توانی از آنها کمک بطلبی.
 
مرد هیجان زده به سمت آدرس رفت،
با تعجب دید آنجا قبرستان است.

به راستی تنها مُردگانند که مشکل ندارند دوست من اگر مشکلی داری ، یعنی تو زنده ای...
س.م.ج بازدید : 129 پنجشنبه 02 آبان 1398 نظرات ()
تبلیغات
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 23
  • تعداد اعضا : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 5
  • بازدید هفته : 48
  • بازدید ماه : 561
  • بازدید سال : 7,789
  • بازدید کلی : 14,016
  • کدهای اختصاصی